حسن بيگلرى

21

سر البيان في علم القرآن ( فارسى )

فلسفه نبايد تحقيق دين نمود زيرا بطوريكه دانشمندان نيز متذكر شده‌اند ، در حقيقت سبب اختلاف جبرى و تفويضى ، اشاعره و معتزله ، شش امامى و پنج امامى و ساير اختلافات آنست كه خواسته‌اند براى اثبات معتقدات دينى از راه غير قرآن وارد شوند و همانطور كه از راه تاريخ و جغرافى نميتوان علم طب را فهميد و از فن روان - شناسى حل مسائل رياضى را نميتوان توقع داشت ، از راه غير قرآن هم درك حقايق اين كتاب آسمانى ميسر نيست و بايد به خود قرآن مراجعه كرد چه در اثبات صانع و نبوت ، مبداء و معاد و بالاخره براى دعوت و تبليغ جامعهء بشريت بدين مقدس اسلام ، از راه برهان و حكمت ، طريق خاصى دارد و هيچگاه فكر بشر را در راههاى پر پيچ و خم استدلالها ، محصور نميسازد بلكه شاهكارهاى حكمت و آثار قدرت را در مظاهر آفرينش يادآور مىشود بنابر اين شاهراه وصول باثبات يگانگى پروردگار جهان همانا قرآن است . قرآن بر ردّ دهريان و طبيعيان كه گويند حس نكردن و مشاهده ننمودن چيزى دليل بر عدم آنست و بدين طريق نفى صانع و انكار آخرت مينمايند ، بياناتى عالى دارد و اين جماعت غافلند از اينكه هر چه حس نشود و مشاهده نگردد ، دليل بر عدم آن نخواهد بود ، مانند هوا كه داراى وزن است و آدمى آن را حس نميكند و همچنين نشنيدن و نديدن كسى كه قوهء سامعه يا باصره نداشته باشد دليل بر نبودن صوت و رنگ‌هاى مختلف نيست و در اين باب دانشمندان گفته‌اند : عدم الوجدان لا يدلّ على عدم الوجود ( درك نكردن و عالم نبودن بوجود چيزى دلالت بر عدم وجود آن نمينمايد ) قرآن كتابى است كه او امر و خطاباتش ، اختصاص بطايفه و نژاد و زمان و مكان معينى ندارد و احكامش يك پديدهء اجتماعى نيست كه معلول شرايط خاص زمانى و مكانى باشد و در اثر از بين رفتن آن شرايط ، احكام و مقررات آن كهنه شده از بين برود بلكه دستورهاى آن براى سعادت و رستگارى تمام افراد بشر اعم